واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
878
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
[ « سلطان جلال الدين فرمود » ] تا « عظام رفات او را » هم به قلعهء اردهن برند « 1 » . سلطان نتوانست گنجينهء مزبور را نجات دهد . بعدها قلعه ناگزير تسليم مغولان شد و صندوقها را براى چنگيز خان فرستادند . خوارزمشاه از طريق رى به قزوين فرار كرد و پسر او ركن الدين غورشانچى [ در « سيرت جلال الدين » چاپ ياد شده : « غورسانچتى » ] با 30000 مرد لشكرى در آنجا بوده [ در تأليف جوينى - يعنى « تاريخ جهانگشاى » به جاى « قزوين » « قلعهء فرّزين » نوشته كه « سلطان ركن الدين با سى هزار حشم عراق در پاى آن نشسته بود » . قلعهء فرزين به گفتهء نسوى « در حدود كرمان » بوده است . به نظر مىرسد كه قلعهاى كه از آن سخن در ميان است « استوناوند » باشد ، كه ركن الدين در آنجا محصور و بدست مغولان كشته شد ] . حال سلطان نيك مىتوانست افواج پراكندهء چژهبه ( جبه ، يمه ) و سبتاى را نابود سازد . ولى از اين فرصت استفاده نكرد . وى زوجهء خويش ، مادر غياث الدين پير شاه را « با حرمهاى ديگر به قلعهء قارون » كه امارت آن با تاج الدين طغان بود روان كرد و آنگاه اتابك - لر نصرة الدين هزارسف را براى مشورت به نزد خويش احضار كرد « 2 » . اتابك خاطر نشان وى ساخت كه « كوهى هست ميان فارس و لور كه آن را تنگتكو « 3 »
--> ( 1 ) - در تأليف جوينى چنين است ( نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 143 ؛ چاپ قزوينى ، II ، 117 ) . قلعه در فاصلهء سه روز راه از رى قرار داشته ( ياقوت ، « معجم » ، I ، 204 ) . ( 2 ) - رجوع شود به لن - پول ، « دودمانهاى مسلمان » ، ص 147 . ( 3 ) - نام آن در تأليف جوينى « تنگتكو » آمده ( چاپ قزوينى ، II ، 113 ) ( در نسخهء خطى GPB ، IV ، 2 ، 34 ، ورق 141 : « ننگ نكو » ، در نسخهء خطى خانيكوف « تك تكو » ؛ بموجب كتاب راورتى ( جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، I ، 277 ) ؟ Tang - Talu ؛ ( در چاپ ناسائو - ليس نيست ) .